SHAHIN NAJAFI OFFICIAL BLOG

فروردین ۰۴، ۱۳۹۶

سينا دهقان

Sina Dehghan

با سكوت همدست نشويد
چه كسى بيشتر از مرتجعين دينى به همان مذهبى كه ادعاى رحمانيت دارد توهين كرده است؟ توهينى بالاتر از تجاوز به نوجوانان در كلاس قرآن مى‌‌شناسيد؟ توهينى بالاتر از إشعار سخيف مداحان متصل به بيت شنيده‌‌ايد؟ بنيان دين و اعتقادشان اينقدر ضعيف است كه با سخنان يك جوان در فضاى مجازى متزلزل مى‌‌شود؟ آنها از سكوت و ترس ما سود مى‌‌برند و فرزندان آن سرزمين را سلاخى مى‌‌كنند!
عليه اعدام و ارتجاع و ديكتاتورى متحدشويد

فروردین ۰۱، ۱۳۹۶

هنر، حقوق و عدالت - برونه پاساژه

Arts, Rights & Justice - Brunnenpassage

در تاريخ ١٧ مارچ ٢٠١٧ به همت "برونه پاساژه" در شهر وين جلسه‌‌ى گفتگويى به زبان آلمانى درباره‌‌ى "هنر" برگزار شد و من افتخار داشتم تا اولين ميهمان اين سلسله گفتگوها باشم. گفتگويى با مديريت خانم "سابينه كوك" و همراهى و هماهنگى دوستان هنرمند و عزيزم در شهر وين.
بخشى از آنچه كه ذهن مرا در اين چند سال اخير در فلسفه‌‌ى هنر مشغول كرده است، تلاش براى فهم مقوله‌‌ى هنر در جهان امروز است. بخشى كوتاه از فكرها و پرسش‌‌‌‌هايم را كه در جلسه به آنها اشاره شد با شما به اشتراك مى‌‌گذارم: همانطوركه ميان مفهوم "خالق" و "توليدكننده‌‌" تفاوت وجود دارد، "آفرينش هنرى" نيز با "فست فود سرگرم كننده" (اينترتيمنت) متفاوت است. "عظمت"، "يكبارگى" و "نابهنگامى" سرگرم كننده نيستند و امر سرگرم كننده هم عارى از آنهاست. سرگرمى، ابتذال هنر است.
شرط ساخته شدن‌‌اش فراموشى و بيهوشى مخاطب يا مصرف‌‌كننده است؛ منطق جهانى كه مى‌‌گويد: فقط خوش بگذران!
آيا هنر حتما پيچيدگى‌‌ست؟ نه هنر امكان براى خلق ناممكن‌‌هاست و "ناممكن" تنها براى ضعفا پيچيده است و نه براى قدرتمندان در روح، چراكه آنها بسيار ساده و صميمى‌‌اند.
پس هنر ساده نشده است، هنر ساده‌‌انگارانه شده است.
عظمت هنر در برابر جهان سرگرمى‌‌ها و محصولات بى‌‌مفهوم تحقير شده است. "اينترتيمنت" چاه عميق و سياهيست در برابر شعور انسان. رقص ها و بازى ها و جشن هاى اين جهان عظيم شعور ندارند و تنها آفريننده‌‌ى امكان‌‌هاى مصرفند و انسان را متوجه هستى انسان نمى‌‌كنند و انسان را به تاريخ و أساطير و مفاهيم بازنمى‌‌گردانند. از درون تمام حركتهاى جمعى تنها فرديتهايى نمايشى سربرمى‌‌آورند، تا در نهايت مصرف شوند. عظمت در آينده است اما "توهم اين عظمت"، انسان را مدام به حسرت گذشته وا مى‌‌دارد.اين جهان مصرف است و نه مخاطب! همه چيز خريد و فروش مى‌‌شود و ارزش چيزها براساس چيزى خارج از خود آنها تعيين مى‌‌شود و محصول هنرى نيز در نهايت خود را در ميان انبوهى مفهوم "كالا" تعريف كند. بخشى از پرسش‌‌هاى زنده پيش‌‌روى من اينگونه است:
كار يك اثر هنرى چيست؟ ترسيم أفق هستى بشر "در فرم"، "با فرم" و "براى فرم" يا درگير شدن با مفاهيم و معناها؟
آيا هنر مى‌‌تواند جهان ابزورد، مبتذل و بى‌‌معناى
ما را معنادار كند؟
عنصر جادويى هنر چيست؟ آيا هنر يك بازى سحرآميز است؟
ارزش يك اثر هنرى چگونه است؟ اهميت و ضرورت هنر در چيست؟ مبانى سنجش‌‌هاى ما در هنر چيست؟
شكل مواجهه‌‌ى هنر با قدرت‌‌ها و نهادها چگونه است؟
و در نهايت هنر در هستى بشر در مقام پرسش است يا پاسخ؟

اسفند ۲۵، ۱۳۹۵

در نام هنر و آزادى با شور و شعور و شرافت

Telegram - Radikal Album

كمييت گاهى شايد يك چيز را به فكرهاى بسته ثابت كنه كه با زور زدن زياد نمى‌‌تونى يك جريان را خفه كنى. ما زير حمله‌‌ها و فشارهاى هولناك به كارمون ادامه ميديم و عرصه‌‌ى فعاليتها سال به سال بزرگتر، جدى‌‌تر، عميق‌‌تر و جهانى‌‌تر خواهد شد. هركس كه صميمانه با ما همدل و همراه باشه رفيق ماست. موفقيت‌‌ها نتيجه‌‌ى همبستگى خَيل عظيم رفقاى مخاطبم در ايران و خارج از ايران، اشرار و همكاران و ياران همبغض و همدلم است!
در نام هنر و آزادى
با شور و شعور و شرافت

اسفند ۱۲، ۱۳۹۵

کنسرت آويو گفن - تلاویو

Guest Appearance at Aviv Geffen Concert - Tel Avi


Many thanks to my brother Aviv Geffen and the Blackfield band.
We're here to say NO walls in any part of the world.
To Trump, Netanyahu and all the politicians; stop dividing people before it's too late.
Instead of boycotting people, I break the walls.
To freedom and World peace!

بسيار ممنونم از برادر عزيزم آويو گفن و گروه بلك‌‌فيلد.
ما اينجا هستيم كه به هر "ديوارى" در هر جاى جهان نه بگوييم.
خطاب به ترامپ و نتانياهو و تمام سياستمداران جهان: پيش ازاينكه دير شود به تفرقه‌‌افكنى ميان مردم پايان دهيد!
به جاى بايكوت كردن مردم، من ديوارها را مى‌‌شكنم.
براى آزادى و صلح جهان

اسفند ۰۹، ۱۳۹۵

همكارى با آويو گفن

Shahin Najafi & Aviv Geffen

I'm delighted to announce my collaboration with a friend, a very well-known artist of in the rock world, Aviv Geffen Aviv invited me to join him in his concert as a guest performer on March 2nd, 2017 in Tel Aviv to sing for peace and freedom.
This collaboration is a great opportunity to express the love and friendship between people regardless of their political status.
Aviv’s religion is humanity and he dreams of peace between Israel and Palestine and a world free of violence.
He has been an idol for many Israeli youth since the 1990s.
In addition to his solo career, Aviv is a founding member of the band Blackfield alongside Steven Wilson of Porcupine tree.
I hope we witness more of these collaborations between international artists regardless of their language, nationality and religion.
Shahin Najafi

Photo by Boaz


از آشنايى و همكارى با هنرمند مطرح عرصه راك جهانى آويو گفن بسيار خوشحالم. آويو از من دعوت كرد تا در كنسرت بزرگ دوم مارچ او در تل‌‌آويو به عنوان خواننده ميهمان شركت كنم.
اين همكارى مى‌‌تواند امكان بسيار مهمى براى إبراز دوستى ميان مردم، جدا از نظام‌‌هاى سياسى باشد.
مذهب آويو انسانيت است و آرزوى او جهانى بدون خشونت و نيز صلح كامل ميان اسرائيل و فلسطين است. او سمبل بسيارى از جوانان اسرائيلى بوده و هست.
آويو گفن به همراه استيون ويلسون از گروه پوركيپاين‌‌ترى، بنيانگذار گروه بلك‌‌فيلد مى‌‌باشند.
اميدوارم شاهد همكارى هنرى بيشتر ميان هنرمندان جهان فارغ از زبان و نژاد و مذهب باشيم.
شاهين نجفى


Shahin Najafi & Aviv Geffen, Tel Aviv

بهمن ۲۹، ۱۳۹۵

آلبوم رادیکال شاهین نجفی

Shahin Najafi - Radikal Album


راديكال مولتى ژانر است، از آواى كُردى تا ملودى‌‌هاى فلامنكو, از پروگراسيو متال تا سايكودليك راك، از رپ اركسترال تا مرثيه‌ با راك. آلبوم از طريق سى‌‌دى بيبى و آيتونز منتشر مى‌‌شود و براى دوستان داخل ايران كه توانايى خريد آنلاين ندارند، رايگان آرائه مى‌‌شود. تا اينجا به جز قطعه‌‌ى فو، ٣ ويدئوموزيك ديگر هم ساخته شده است و ده‌‌ها نفر در آنها همكارى داشتند. پيشاپيش بايد تشكر كنم از تمام رفقايى كه در تهيه موزيك ويدئوى زهراب كه كارى سخت و طاقت‌‌فرسا بود، همكارى كردند و زحمت كشيدند و به هنگام پخش ويدئو جداگانه از آنها تقدير و تشكر خواهم كرد. همچنين بسيار ممنونم از عزيزانى كه براى تهيه اين مجموعه رفيقانه در كنارم بودند: كاوه، ليلى بازرگان، مجيد كاظمى، امين پوربرقى ، فرجام سعيدى، نيك راستين، سينا فيض، سارا صيادى، حامد، على باغبان، سروش مهرانى، اميد كشتكار، عيسى هليز، مصطفى هروى، عليرضا دريانورد، رضا سليمانيان، ارميا چنارى ، راديو فرياد, Simon Rabeder, David Rabeder, Merel Studio, Michael Krol, Til Schneider, Lucy Tasker, Nihad Jamsher


Arrangement
Majid kazemi: Radikal, Hazrate Naan, Fou
Farjam: Zahraab
Ben Trawinski: Mosaddegh
Kaveh - Rocksana, Mottahed Shavid
Shahin Najafi: Hameh Ja Keshid, Aleh, Aram, Sho

Lyrics
Shahin Najafi: Radikal, Hameh Ja Keshid, Zahraab, Hazrate Naan, Mosaddegh, Aram, Fou, Rocksana, Mottahed Shavid
Mazdak Nezafat: Aleh, Dahani Jerideh Az Faryad

Music
Shahin Najafi: Radikal, Hameh Ja Keshid, Zahraab, Hazrate Naan, Aleh, Mosaddegh, Aram, Rocksana, Dahani Jerideh Az Faryad, Mottahed Shavid

Cover Art: Omid Keshtkar

دی ۲۴، ۱۳۹۵

سخنى با رفيق



زندگى تلخ و غمگين و زيبا و شاد و دردناك و شيرين است، اما يك فرصت است. فرصتى براى ديدن، تجربه كردن و فهميدن! كسى ميگفت براى نابودى يك آدم سه اتفاق كافى‌ست: مهاجرت، جدايى و مرگ عزيز! من در ده سال گذشته همه‌ى اينها را تجربه كردم. سه بار كل زندگيم نابود شد و دوباره شروع كردم. رفيقى گفت بهترين ضربه‌ها، ضربه‌هاى مالى‌ست، چونكه داشته‌هايت را به تو يادآورى مى‌كند. بدترين تهمت‌ها را زدند و ادامه دادم. تهديد به قتل و بمبگذارى و تحت فشار قرار دادن اقوام و... ادامه دادم. اما سرم پيش تاريخ بالاست كه در برابر هيچ سيستمى كرنش نكردم و تلاش كردم مستقل باشم و به همين دليل زبانم دراز است. اما بگذار اعتراف كنم كه در داشتن رفقايى ناب بسيار خوش‌شانس بوده‌ام. رفيق كه مى‌گويم نه چاكرم، نوكرم الكى! نه امروز هوراكش و فردا فحاش! نه امروز فدايى و فردا خائن! رفيق يعنى كسى كه در شرايط سخت در كنار تو است. اينچنين رفيقى را بايد بالاى سرت بگذارى. حالا خوشحالم كه هنوز كتاب "وقتى خدا خواب است" را به فارسى تمام نكرده‌ام. تمام اين داستانها را بايد بنويسم.
اينها را به تو مى‌گويم تا بدانى هيچ بهانه‌اى براى كوتاه‌ آمدن و كم آوردن ندارى! از هرجا بريده شويم، از همانجا دوباره رشد خواهيم كرد. من در شرايطى نيستم كه شعار بدهم پس مرا باور كن. شجاعت فقط جنگيدن با يك نظام و حتى ابتذال عمومى و دين و خرافه نيست! شجاعت جنگيدن تا سرحد مرگ براى اثبات خويش است! از اينكه در اقليت هستى، از اينكه در جامعه تنها هستى، از اينكه همه درگير شكم و كمر هستند و تو را نمى‌فهمند و چه و چه و چه، نترس! اينها يعنى بايد انگيزه‌ات براى ديدن، تجربه كردن و فهميدن بيشتر شود.
رفيق و برادرت ش. ن


عكس: امين پوربرقى

آذر ۲۷، ۱۳۹۵

The Helpless Shriek of the Iranian Musician Shahin Najafi - for Syria


Syria, forgive me never!
I can neither bring back your mothers, fathers and children resting in the soil
Nor I can rebuild your cities, houses and gardens
I only will carry this eternal shame on my shoulders
May it be the courage
To share the deep sorrow inside me with you and your people
I am ashamed of the deeds of the tyrant rulers of my land
Who having the factitive names of the gods, are from the transgressors
No! This shame will not diminish your suffering
It’s only my saturnine breath which conks exhausted with your agony


Der Hilflose Schrei vom iranische Musiker "Shahin Najafi"
Syrien verzeih mir niemals
Ich kann dir deine verlorenen Mütter, Väter und Kinder nicht wieder ins Leben zurückholen.
Deine geborstene Städte, Häuser und Gärten kann ich nicht wieder aufbauen.
Ich verzeihe mir nicht, dass ich so lange untätig, erst jetzt den Mut aufbringe, mein tiefstes Mitgefühl deinem Volke zum Ausdruck zu bringen.
Ich schäme mich, was mein Land euch in Namen falscher Götter antut.
Ich habe dir damit keinen Schmerz vermindert, nur das Weiteratmen fällt mir nun weniger schwer.



مرا نه توان آن است كه مادران و پدران و فرزندان در خاك خفته‌‌‌‌ات را باز گردانم
و نه شهرها و خانه‌‌ها و باغ‌‌هايت را دوباره آباد سازم
تنها اين شرمسارى جاودانه را بر دوش خواهم كشيد
تا شايد شهامتى باشد
تا اينچنين غم عميق وجودم را با تو و با مردمانت تقسيم كنم.
من شرمسار كردار حكمرانان غاصب سرزمينم هستم
كه با نام دروغين خدايان، از خطاكارانند.
نه! اين شرمسارى چيزى از رنج تو نمى‌‌كاهد
تنها نفس‌‌هاى سنگين من است كه با رنج‌‌هاى تو از رمق مى‌‌افتد

آذر ۱۶، ۱۳۹۵

روز دانشجو

Student Day in Iran

همچنانكه روز معلم، روز به داركشيده ‌‌شدن فرزاد كمانگر است، روز دانشجو ى ما هم ۱۸ تیر است.

آذر ۱۳، ۱۳۹۵

آرش صادقی

Arash Sadeghi & Golrokh Iraee

اگر سكوت كنم، به عهدم با انسان پشت كرده‌‌ام و هم‌مسلك خيل عظيم هنرمندانِ "به چيزم" خواهم شد و وقتى سخن مى‌‌گويم، تنهايى‌‌ام عميق‌‌تر مى‌‌شود كه شعر پشم است و هيچ غلطى نمى‌‌كند و جز او هم هيچ راهى ندارم تا در آن گم شوم. دقيقا حال روزهاى حبس فرزاد را دارم و خبر نابهنگام اعدامش و حالا آرش را اينگونه ذره ذره مى‌‌كشند و هيچ هيچ هيچ...

آذر ۰۸، ۱۳۹۵

خودسانسوری از کنشی محافظه‌کارانه تا ابتذال

Shahin Najafi - IranWire, Mohammad Tangestani

خودسانسوری شكلی از دفاع و محافظت در مواجهه با ديگری و بيرون از خود است. به خصوص در ارتباط با هنر. با خود سانسوری بخشی از منافع و مصالح اعم از سياسی،اجتماعی، اقتصادی خود را حفظ می كنیم و از افشا شدن خود جلوگيری می‌كنیم. در اصل يك راهكرد «روانی برای دفاع از خود است.
گفت و گو با شاهین نجفی
محمد تنگستانی
ايران واير

آبان ۲۹، ۱۳۹۵

بساطم در خيابان


تو اون مملكت كه بخش وسيع جامعه زير فشار اقتصادى در حال نابود شدن ان، اونجايى كه همه چيز شده مصلحت و منفعت شخصى و يك مشت دزد ميلياردى در حال چاپيدن مردمن و فاصله طبقاتى عادى و طبيعى شده و اعتياد به قرص و مواد و الكل همه‌‌گير شده و كارگر و دانشجو و دانش‌‌آموز شلاق ميخورن و زنداني ميشن و در اعتصاب غذا جان ميدن، بايد شاشيد به هنر و هنرمندى كه اين صحنه رو ميبينه و ساكت ميمونه
حالا بشين براي اميد و اعتدال خزعبل‌‌سرايى بكن
چه از سر امنيت و مصلحت در داخل و چه از سر سود و سرمايه در خارج، تو يه همدستى هنربند نصف و نيمه عزيز

...
آن مادر من بود كه به گيلكى داد مى‌‌زد هنوز تو شوكم گلوم داره منفجر ميشه اين احساس ناتوانى از منه يا فريادهاى اون زن رواست كه بميرم بشكند آن دست كه زن دستفروش را زد.

آبان ۲۸، ۱۳۹۵

گزارشی از آخرین وضعیت زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا

هفت زندانی سیاسی در زندان اوین و ندامتگاه مرکزی کرج از سه تا بیش از یک‌ماه در اعتصاب غذا اعتراضی به‌سر می‌برند و وضعیت جسمانی آن‌ها به سرعت رو به وخامت است. وحید صیادی نصیری در سی‌وچهارمین روز، آرش صادقی در بیست‌وششمین، مهدی و حسین رجبیان در بیست‌ودومین، علی شریعتی (در بیمارستان) در نوزدهمین، امیر (علی) امیرقلی در سومین روز، همگی در زندان اوین و مرتضی مرادپور در بیست‌وپنجمین روز در سلول انفرادی در ندامتگاه مرکزی کرج در اعتصاب غذا هستند. هم‌چنین آلودگی هوای تهران و سم‌پاشی بندهای زندان به شدت وخامت حال زندانیان در اعتصاب غذا افزوده است.
خبرگزاری هرانا


زندانيان در اعتصاب غذا از جان‌‌شان گذشته‌‌اند، آنها را تنها نگذاريم
...
من از غرور تو در اعتصاب غذات مى‌‌ترسم
...
اينها را نمى‌‌نويسم كه تو بدانى، كه دانستن كافى نيست. اما آنها در زندان بايد بدانند كه تنها نيستند

آبان ۱۶، ۱۳۹۵

صفحه‌‌ى جديد اينستاگرام شاهين نجفى

رفقا سلام
اين صفحه‌‌ى جديد من در اينستاگرام است.
واقعيتِ اينستاگرام آنچنانكه كه مى‌‌دانيد و مى‌‌بينيد چيزى جز معركه‌‌اى مضحك نيست و فضاى مناسبى‌‌ست براى كشتن زمان و سر سپردن به بى‌‌مفهومى.
اما بنا به اينكه بسيارى از دوستان من در داخل ايران دسترسى آسان‌‌ترى به اينستاگرام دارند، عجالتا اين صفحه را براى اطلاع‌‌رسانى إيجاد مى‌‌كنم و مى‌‌دانم كه تضمينى براى امنيت جاودانه‌‌ى آن وجود ندارد.

instagram.com/shahinnajafi.officialpage

شاهين نجفى

آبان ۰۳، ۱۳۹۵

تجاوز مذهبى

Naghi


تا همين چند وقت گذشته كه داستان سوءاستفاده‌‌هاى جنسى از كودكان و نوجوانان مذهبى در مساجد و اماكن مذهبى خبرى نشده بود، صحبت از تجاوز مذهبى توهين محسوب مى‌‌شد تا متجاوزها در آرامش به هدايت نوجوانان بپردازند! حالا هم با حمله به يك قارى صله‌‌بگير، راه تجاوز مذهبى مسدود نمى‌‌شود.
كودكان‌‌تان را از محل تجاوز دور نگه داريد!
نقى
ممدنوبرى

مهر ۲۶، ۱۳۹۵

روز جهانى فقر

امروز روز جهانى فقر است، يا احتمالا تعارف روز ريشه‌‌كن كردنش! همان اندازه احمقانه كه تصور كنيم برده‌‌دارى لغو شده است. انگار تو باور كرده‌‌اى و چيزى از صف‌‌هاى بيكاران، كارگران بيكار، آنها كه بايد جان‌‌شان را با مقدارى دستمزد روزانه معامله كنند نمى‌‌دانى. كِى بود؟ دور نبود، همين چندوقت پيش به اداره‌‌ى بيمه رفته بودم تا شكايت كنم كه بى‌‌شرف‌‌ها شما قرار است كجاى مرا بيمه كنيد؟ گلويم را عمل كرده‌‌ام و صورتحساب فرستاده‌‌ايد تا سرى هم به تيمارستان بزنم؟! اداره‌‌ى بيمه پر بود از صورت‌‌هاى درهم‌‌فشرده شده، بدن‌‌هاى معيوب و زوجى آلمانى هم نشسته بودند با دستانى سوراخ از سرنگ! زن بيمه‌‌چى انگار دلش سوخت و گفت قسطى جانت را مى‌‌گيريم! بيرون كه آمدم اطرافم پر از مغازه‌‌هاى تركى و عربى بود. من چرا تمام اين آدم‌‌ها را مى‌‌شناسم و دوست‌‌شان دارم و مى‌‌خواستم تك تك‌‌شان را در آغوش بگيرم و ببوسم و خود را در آغوش‌‌شان رها كنم. همين‌‌ها كه وقتى يك اروپايى از كنارشان رد مى‌‌شود با خودش فكر مى‌‌كند كه نكند الان بتركند؟! امروز روز جهانى چيزى‌‌ست كه اگر ريشه‌‌كن شود نه سورية راه به راه منفجر مى‌‌شود و نه اوباما هرسال براى‌‌مان پيام نوروزى مى‌‌فرستد. نه سومالى تكه تكه مى‌‌شود و نه ونزوئلا را قحطى مى‌‌زند . نه هيچ روزنامه‌‌نگارى خود را مى‌‌فروشد، نه هيچ هنرمندى خود را زير نگاه سنگين قدرتمندان تحقير مى‌‌كند. نه كسى براى قصه‌‌ها سينه مى‌‌زند و نه هـيچ مادرى بدنش را حراج مى‌‌كند و نه تو ديگه مجبورى كه دزدى كنى و نه من براى اينكه دزد نباشم، شعر مى‌نويسم. سلام مرا به باكونين برسان و بگو فقر ريشه‌‌كن نمى‌‌شود اما فقرا، چرا! اين آينده‌‌ى هركسى‌‌ست كه حداقل قيمتش، خون و غرور است. دقيقا همين را بگو

شهریور ۲۷، ۱۳۹۵

راديكال يك سفر است

Shahin Najafi - Radikal


1. نقشه‌ى راه توسط "خداوندان هنر" نوشته شده و به هنرمندان (واسطه‌ها) مى‌رسد و سپس به مخاطب به امانت سپرده مى‌شود. هيچگاه از راهنماى سفر تندتر و جلوتر نرو، راه را گم مى‌كنى.
2. سفر يعنى حركت، تجربه و خطر! هيچ هدف نهايى وجود ندارد جز هنر و زندگى.
3. در سفر نمى‌توانى از جيب قافله بخورى و با دزدان سرگردنه هم رفيق باشى.
4. در سفر هر چيزى كه موجب حركت شود و پيشبرنده باشد عقلانى‌ست و هرآنچه موجب توقف و بازگشت باشد، غيرعقلانى
5. سفر حركتى جمعيست و رفتارهاى فردى و منفك و منزوى مغاير با شعور سفر، غيرعقلانى‌ست
6. سفر هزينه دارد بخشى از اين هزينه‌ها با كسانى‌ست كه سفر را مديريت مى‌كنند (خلق اثر) و بخشى هم با خود همسفران است (تلاش براى فهم، تأويل و تفسيراثر)
7. هر سفرى هم غم و سختى و ناراحتى دارد و هم شادى و رقص و بازى. هم دعوا دارد و هم آشتى. سفر امكان آشكارشدن تفاوت‌ها براى فهم بيشتر و ساده‌تر كردن راه است.
8. بدترين همسفر، آدم تك‌رو، تك‌خور، بهانه‌جو، كم‌حوصله، كم‌طاقت و پرگوست!
9. سفر عجالتا با ٤ مسئله اساسى روبروست: هنر،قدرت، جنسيت و اقتصاد. فهم سفر بدون فهم اين چهار مقوله ناممكن است.
10. همه چيز در حركت است. همه چيز تغيير مى‌كند. هيچ چيز جاودانه نبوده است، نيست و نخواهد بود.

با سپاس فراوان از همراهى و حضور هميشگى شما رفقاى ناب دور و نزديك، مخصوصا مجيد كاظمى و على باغبان

شهریور ۲۶، ۱۳۹۵

شاهینم - آلبوم رادیکال شاهین نجفی

Shahinam - Shahin Najafi
شاهینم
سومین تراک از ‫‏آلبوم‬ ‫‏رادیکال‬
کلام و موسیقی: شاهین نجفی
تنظیم: مجید کاظمی
کاور: علی باغبان

Shahinam

Lyrics & Music: Shahin Najafi
Arrangement: Majid kazemi
Cover Art: Ali Baghban



iTunes
CD Baby
Google Play
SoundCloud

شاهینم

من جمع نقیضینم البته که شاهینم
من جمع نقیضینم البته که شاهینم
هم بددهن و لاتم هم با ادب و مومن
همجنسگرا تا ته زنباره و بی‌دینم
من جمع نقیضینم البته که شاهینم

هم قاتل و هم دزدم هم فاسد و عیاشم
هم قاطی و جوگیرم هم بزدل و کلاشم
هم خار به چشمان یک عده قرمساقم
هم عاشق و روشنفکر هم سطحی و فحاشم
من جمع نقیضینم البته که شاهینم

هم‌ضدزن و لمپن هم کول و فمینیستم
هم در پی سرمایه هم شر و آنارشیستم
هم در پی تحریک اذهان عمومی‌ام
هم دشمن مردم هم عامی و پوپولیستم
من جمع نقیضینم البته که شاهینم

"در شهر یکی کس را هوشیار نمی‌بینم"
هم اهل دیالوگ هم گه توطئه می‌چینم
موساد و ام آی سیکس و ساماوا سی‌ آی ای
با عینک گاندی و در فرمت پوتینم
من جمع نقیضینم البته که شاهینم


Lyrics:

SHAHINAM (I am Shahin)

I’m all the contradictions; of course that I am Shahin
I’m all the contradictions; of course that I am Shahin
I’m foulmouthed and rowdy; as well as polite and believer
I’m homosexual to the end; as well as womanizer and non-believer
I’m all the contradictions; of course that I am Shahin

I’m a murderer as well as a thief; corrupt as well as voluptuary
I’m insane and get carried away; as well as a coward and a crook
I’m also a thorn in the eyes of a bunch of pimps
I’m a lover and intellectual; as well as shallow and vituperative
I’m all the contradictions; of course that I am Shahin

I’m anti-woman and lumpen; as well as cool and feminist
I’m seeking wealth as well as being wicked and anarchist
I’m also seeking agitation of the public opinion
I’m the enemy of the people; as well as commoner and populist
I’m all the contradictions; of course that I am Shahin

“In this city no one I see is conscious” (Rumi)
I believe in dialogue and sometimes formulate conspiracy as well
Mossad and MI6 and SAVAMA and CIA
With Ghandi’s glasses I’m in the format of Putin
I’m all the contradictions; of course that I am Shahin

شهریور ۲۲، ۱۳۹۵

عيد قربان

١. هر نوع وحشيگرى و ستم، هركجا و توسط هر شخص يا جمعى محكوم است، چه كشتن حيوانات به بهانه عيد باشد يا جنگ خروس و سگ و يا گاوبازى و نهنگ‌كشى و شكار تفريحى حيوانات و... قياس مسئله اقليت‌هاى جنسى با كشتن حيوان‌ها بى‌معنى‌ست، جداى از اين حتى بايد مثلا از يك آخوند همجنسگرا هم دفاع كرد. كمااينكه در حوزه‌ها و مراكز دينى مخصوصا اسلامى و مسيحى همجنسگراهاى دين‌دار كم نيستند!

٢.مسئله در ابتدا خوردن يا نخوردن گوشت حيوانات نيست، بلكه عادى كردن مرگ براى مردم است، چه با مناسك قربانى كردن حيوانات يا إعدام شهروندان در ملاء عام

٣. روشنفكربازى اصطلاحى‌ست كه تفكر مرتجع و ضدشعور آفريده است. وحشيگرى به عقل حمله مى‌كند تا خود را توجيه كند. در حال حاضر بازى روشنفكرانه از بازى وحشيگرانه مفيدتر است!

٤. هميشه عده‌اى هستند كه با ستم و بى‌شعورى (پذيرش ستم) به دليل منافع و مصالح و يا ترس‌شان همراه مى‌شوند: اگر تمام جهان بگويد كشتن يك گوسفند در خيابان‌هاى ايران يا يك گاو در اسپانيا جالب و مفيداست، بازهم بايد گفت كه اين كارها غيرعقلانى و بدون شعور و خشن و مضر است!


به امروز و فردا و ١٠ سال، ٢٠ سال فكر نكن. نترس و إنكار كن. ما بهرحال مى‌ميريم اما به نسل‌هاى بعد فكر كن كه از ما چه چيزى به إرث مى‌برند.


براى حكام و شركاء، هيچ چيز مفيدتر از نادانى و بى‌تفاوتى ما نيست.

شهریور ۱۶، ۱۳۹۵

این یک شعر نیست - برای شاهرخ زمانی

خبرسازی بیهوده:
مرگ طبیعی یک زندانی كدام واقعیت بود؟
نام: شاهرخ
فامیل: زمانی
شغل: کارگر، نقاش ساختمان
جرم: می‌دوید تا کارگران بی‌تشکل چند روز بیشتر زنده بمانند
سه روز پس از زادروز من رفت
۲۲ شهریور ۹۴
روز‌نامه‌ بی‌رحم‌ است
واقعیت را می‌سوزاند.
تنها واژه‌‌‌‌‌‌‌ي “زندانی“ در تیترش حقيقت داشت.
تا یادمان نرود که او بیهوده بود، طبیعی مرد و البته خبرساز شد!
شاید روزی فرودستان
نعش رفقیانشان را با شعرهای “برشت“ به گور بسپارند
و نه با صدای خداوندگاران مرگ
و در تیترهای زرد بوق‌های مسلط
خبرساز شدن یعنی تنبان بی‌بضاعت من
که آنقدر شهامت نداشتم تا غلاف از آلت مبارک برکشم و ذولفقارم را همچون رفقایم
با عشق و احترام فراوان به سیمای کریه میهمان نامحترم رسانه‌ پرت کنم.

خبرسازشدن یعنی بازکاشت آن صدای ابتذال
تا نونهالان سردرگم، کنار حرم و شمع و کتاب باز خدای حاکم،
به استغاثه بایستند
کفترهای بیچاره ای ‌كه با اصواتی نامفهوم، رمه‌‌وار
آزادی مگس در بند را
از عنکبوت گدایی ‌کنند.
که البته به ناحق در زندان است
او را به سیرک بسپارید تا شادمان کند!
زندان چاهی‌ست عمیق
تا امامان زمان‌مان غرق شوند!
حجله‌ای‌ست تا دختران خدا
ـ چریک‌های باکره ـ اضاله شوند
سینه‌هایی که با گلوله‌ها خوابیدند تا فردا کودکان خشم و هیاهو از حاشیه‌ها سربرآورند
که کجایند مادران و پدرانمان، آن روایتگران فردا؟!
بایِّ ذَنبٍ قُتِلَت
دامادی را می‌شناختم
وقتی شعر می‌خواند
در حنجره‌اش عاطفه تیرباران می‌شد
عاطفه که بچه را زایید تا بمیرد!
و گفت پیش از اینکه بمیری جاودانه می‌شوی
و هیچکس در انتظارمان نیست
آنها به ما وعده‌ای نمی‌دهند
وعده‌هایشان را در سوراخ‌های بخارآلود خیابان‌های نیویورک و در بوی گند شاش بچه‌های اعماق ریخته‌اند
در اوکلند و نمایش شبانه پلیس‌های مهربان
و مردان غریبه‌ای در دستبند
با شلوارهایی گشاد و رهاشده
با لهجه‌ی برده‌ای که هنوز می‌خواهد فرار کند انگار
بردگانی که از سر حادثه سیاه یا سرخند!
تا مکزیکی‌های خطرناک در سرزمین خویش غیرقانونی بمیرند
تا عرب‌ها از بمب به دریا فرار کنند
تا فلسطین فراموش شود
تا سومالی بسوزد
آنقدر که
همیشه یادمان باشد تنها دو راه می‌ماند:
یا با آنها ، یا با آنها!
و راهی که من می‌شناسم:
کشتی را سوراخ کن!
و من چقدر شما را که در زندان می‌میرید دوست دارم!
اندام‌تان سالها از شعورتان پیرتر،
عصب‌ها متلاشی می‌شوند
امید نخي سیگار است.
لب‌هایی‌ست که با اشک زمزمه می‌شود:
دوستت دارم
مغز می‌نویسد
انگشتانت مشت می‌شود برای چه؟
می‌روی که ما بمیریم و عنکبوت‌ها بگویند مرد؟
طبیعی مرد؟!
کاملا طبیعی‌؟
مثل بچه‌های افغانستان؟
با گوش‌هایی پر از گوگرد و سرب و خاک؟
کاملا طبیعی
مثل خشم من در شعر
که فروغ بخوانم و سردم شود و بگویم
قرار است انگار بزودی با آتش گرم شوم
کاملا طبیعی‌!
برای همین شعر می‌نویسم
تا همینجا بمیرم
تا دست کم در شعرم برایت یک کیلو گوشت بیاورم
با استخوان و دنبه
نخود و لوبیای کافی
و پنهانی کُردی بپوشم
از مرز تنم بگذرم
آنقدر سیر که گرسنگي قصه شود
والبته با آتش و لباس‌های لاکچری تو! سفیدبرفی متوسط من!
با آتش و بوی پوست سفیدت!
“اون شلوارک کوتاهه رو بپوش
دوستاتم بگو بیان“
زعفرانیه چقدر گران است که نمی‌شود روی برنج تایلندی بریزم
حالا مدیر اصرار دارد که شاهرخ بیهوده بود

فراموش‌شدگان بیهوده‌
كه نود و پنج درصد مردم جهان اند
تنها همان ۵ درصدند
آنها که می‌توانند و می‌دانند که باهوده‌اند!
تا اما گلدمن را سلب تابعیت کنند
مایاکوفسکی دیوانه‌ای باشد در کوچه‌ها
تا گاوهای اسپانیا به ایگلسیاس سقوط کنند
تا دالی از والت‌دیسنی لب بگیرد
و خروار خروار فعال حقوق بشر
با پرونده‌های باز تجاوز و توهین و تهدید
از زنان مثل اسبی مرده روی دوش کولبران حمایت کنند
و بکنند
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي
وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي
يَفْقَهُوا قَوْلِي

“پشت هرنشانه‌ آن خودانگیزنده، آن امر پنهان و مرموز
چندگانه‌ای حفر می‌کند
هر گزاره دشنه‌ای‌ایست که فرمان ایست می‌دهد
كه دریده شویم
که دریده شویم…“
ما بربرهای نامتمدن که هنوز بدبینانه به انسان امیدواریم
تا هستی‌مان را
کارمان را
زنان و مردان و کودکان‌مان را بگیرند و به شهر زیبای‌مان لبخند بزنند
تا لبخند بزنیم
تا يادمان نرود كه زنده ايم
كه همدست نيستيم
همسنگريم!

شاهین نجفی