فروردین ۰۵، ۱۳۹۵

میرزا

تقدیم به استاد ناصر مسعودی برای زادروز ایشان.
بزرگمرد موسیقی ما هشتادسال سن دارد. بیش از ۵۰۰ کار هنری در کارنامه هنری خود دارد. بلبل گیلان است استاد ناصر مسعودی. وقتی از او می‌پرسند چرا پس از انقلاب و مدت‌ها ممنوع‌الکار بودن، کم کار می‌کنی؟ می‌گوید: «در اين سال‌ها من مدتي كسالت داشتم و خودم هم علاقه‌ي چنداني به فعاليت در اين خصوص نداشتم؛ به‌هرحال براي اجراي هر برنامه‌اي، مميزي‌هايي وجود دارد و من ديگر در جايگاهي نيستم تا بتوانم براي اجراي يك برنامه، اين اما و اگرها را از سر بگذرانم.»
امروز روز تولد این بزرگمرد گیلان است. من برای تبریک به ایشان جسارت کردم و بدون ساز و به صورت خانگی و خودمانی، کاری به یادماندنی از استاد را کوتاه بازخوانی کردم. ابتدا مرا ببخشند و از ناکجای جهان برای‌شان سلامتی و طول عمر با عزت آرزومندم.
شاهین نجفی لعنت ا…

پ.ن: پرداختن به پرونده میرزا و یارانش در جنبش جنگل، همچون بسیاری از شخصیت‌ها و جریان‌های عرصه‌ی سیاسی در تاریخ جهان و ایران، همراه با افراط و تفریط بوده است. از دید امروزی ما میرزاکوچک‌خان دچار اشتباهات استراتژیکی و تاکتیکی هم در تئوری و هم در عمل سیاسی بود. بررسی بدون حب و بغض اتفاقات سیاسی آن دوره از تاریخ دردناک ایران که از یکسو در آستانه‌ی شکل‌گیری یک نظام دولت/ملت اقتدارگرا بود و از سویی دیگر با تجاوز استعمارگران انگلیس و روس و کارچاق‌کنی پادوهای سیاسی و همراهی عناصرسرسپرده‌ی داخلی به استعمار روبرو بود، لازم و مفید می‌باشد.




چقدر برای مردم در جنگل می خوابی، خسته نشدی
جان جانانم، با توام ای میرزا کوچک خان
خدا می داند که من نمی توانم از ترس دشمن بخوابم
دل نگرانم، با توام ای میرزا کوچک خان
چرا زودتر نمی آیی، تندتر نمی آیی، تنها گذاشتی
گیلان ویران را، با توام ای میرزا کوچک خان
بیا ای روح روان، قربان ریشت
به قربان چشمان آبی تو شوم
چشمانت را روی هم نگذار ای میرزا کوچک خان