مهر ۰۵، ۱۳۹۴

هما روستا

Homa Rousta


مهتاب[هما روستا](رو به دوربين): ما مى‌ريم تهران. براى عروسى خواهر كوچكترم. ما به تهران نمى‌رسيم. ما همگى مى‌ميريم!
"مسافران" بيضايى با اين منولوگ سهمگين"هما روستا" آغاز مى‌شد.
يادش گرامى باد

مهر ۰۳، ۱۳۹۴

جنگيدن تا سرحد مرگ

Shahin Najafi - Toronto


زندگى تلخ و غمگين و زيبا و شاد و دردناك و شيرين است، اما يك فرصت است. فرصتى براى ديدن، تجربه كردن و فهميدن! كسى ميگفت براى نابودى يك آدم سه اتفاق كافى‌ست: مهاجرت، جدايى و مرگ عزيز! من در ده سال گذشته همه‌ى اينها را تجربه كردم. سه بار كل زندگيم نابود شد و دوباره شروع كردم. رفيقى گفت بهترين ضربه‌ها، ضربه‌هاى مالى‌ست، چونكه داشته‌هايت را به تو يادآورى مى‌كند. بدترين تهمت‌ها را زدند و ادامه دادم. تهديد به قتل و بمبگذارى و تحت فشار قرار دادن اقوام و...ادامه دادم. اما سرم پيش تاريخ بالاست كه در برابر هيچ سيستمى كرنش نكردم و تلاش كردم مستقل باشم و به همين دليل زبانم دراز است . اما بگذار اعتراف كنم كه در داشتن رفقايى ناب بسيار خوش‌شانس بوده‌ام. رفيق كه مى‌گويم نه چاكرم، نوكرم الكى! نه امروز هوراكش و فردا فحاش! نه امروز فدايى و فردا خائن! رفيق يعنى كسى كه در شرايط سخت در كنار تو است. اينچنين رفيقى را بايد بالاى سرت بگذارى. حالا خوشحالم كه هنوز كتاب "وقتى خدا خواب است" را به فارسى تمام نكرده‌ام. تمام اين داستانها را بايد بنويسم. اينها را به تو مى‌گويم تا بدانى هيچ بهانه‌اى براى كوتاه‌ آمدن و كم آوردن ندارى! از هرجا بريده شويم، از همانجا دوباره رشد خواهيم كرد. من در شرايطى نيستم كه شعار بدهم پس مرا باور كن. شجاعت فقط جنگيدن با يك نظام و حتى ابتذال عمومى و دين و خرافه نيست! شجاعت جنگيدن تا سرحد مرگ براى اثبات خويش است! از اينكه در اقليت هستى ، از اينكه در جامعه تنها هستى، از اينكه همه درگير شكم و كمر هستند و تو را نمى‌فهمند و چه و چه و چه، نترس! اينها يعنى بايد انگيزه‌ات براى ديدن، تجربه كردن و فهميدن بيشتر شود.
رفيق و برادرت ش.ن

مهر ۰۲، ۱۳۹۴

جشن قربانى‌كردن حيوانات

Eid-e-Ghorban


مادرى كه نوزادش را كول گرفته، روى خون حيوان سربريده شده خم مى‌شود و انگشتش را نيم وجب در خون حيوان فرو مى‌كند و به پيشانى كودك مى‌مالد ! همين خانم پنج صبح، در صف اول تئاتر اعدام مى‌ايستد و همان كودك فرداروز يا بالاى دارست، يا صندلى‌كِش و جلاد صحنه‌ى اعدام . اينها ندارها هستند. نه آموزش ديده‌اند و نه آگاهى دارند. بندگان! آنها كه سعادت خود را در آسمان مى‌جويند. خون حيوان قرار است سياهى‌ هستى‌شان را پاك كند و گوشتش شكم‌شان را سير! اما آنها كه دارند، مثل هميشه شيك و مجلسى مى‌كشند! اينها نذرى‌بده‌هاى طبقه‌ى بالااند. همان‌ها كه در اعياد اسلامى با نذرى و صدقه و خيريه، گناه يك سال چاپيدن حاجى آقاى خانه را پاك مى‌كنند. پسران و دختران‌شان هم همان ريچ‌كيدزهاى سلفى‌بگير، همان نوكيسه‌هاى چيپ، همان تجسم ابتذال مطلق اجتماعى‌اند. سينه‌عملى‌ها، پورشه‌سواران پوچ، سيكس‌پك‌هاى برنزه از رنج مردم. يا همان خوش‌سبيل‌ها، رنگى‌ها، شادها و همدست‌هايى كه جامعه‌ى غرق شده در فقر و فلاكت را به خنده تشويق مى‌كند. بايد با تمام وجود و بيرحمانه نه فقط اينها، كه أساطيرشان را به سخره گرفت. بايد اين بربريت مدرن، اين وحشى‌گرى سازماندهى شده را نشانه رفت، سنتى را كه نه شعور تاريخى دارد و نه كمكى به هستى و وجود آدمى مى‌كند. چه فرق مى‌كند كه عضوى از گله‌اى انسانى و يا از گوسفندان باشى؟ با همين منطق(قربانى كردن در راه خدا و رهبر و حزب و گروه) مى‌توان هزاران نوجوان آموزش نديده رادر جنگ روى مين فرستاد و قربانى كرد. با همين منطق مى‌توان جهادى و انتحارى ساخت و به همين شكل فاشيسم متبلور مى‌شود.حمله به كشيش و خاخام و آخوند راه به جايى نمى‌برد وقتى ابزار بازى آنها همچنان تقديس مى‌شود. اگرچه سير عقلانى شدن جامعه ايران نامحسوس و آرام و جديد است، اما نمى‌توان آنرا انكار كرد. نبايد دلسرد شد. نگاه كنيد امروز قمه‌زدن ديگر مانند ٣٠ سال پيش در جامعه عادى نيست. امروز محرم به يك جشن توخالى و عارى از ارزش‌هاى انقلابى تبديل شده است. مداح‌ها براى جلب توجه جوانان دست به دامن مبتذل‌ترين بخش‌هاى موسيقى پاپ شده‌اند و كم مانده باباكرم بخوانند! اينها يعنى جريان عقلانى‌ شدن انسان ايرانى در حال پيشروى‌ست، هرچند آرام، هرچند سخت! از هرجا شروع كنيم مفيد است. با جشن قربانى‌كردن حيوانات، با اين وحشيگرى اجتماعى مقابله كنيد. اجازه ندهيد كه فرهنگ خون و خشم و بربريت به فرزندان‌مان و به نسل‌هاى بعدى منتقل شود.

شهریور ۲۲، ۱۳۹۴

شاهرخ‌ زمانى

Shahrokh Zamani


شاهرخ‌ زمانى‬ مرد. به همين راحتى! از بيمارى مرد. در زندان مرد! ده‌ها، هزاران نفر، ميليون‌ها نفر ديگر را نيز مى‌كشند. بايد سكوت كنيم. گاندى در خشتك ماست! سربلند و آرام ايستاده و نظاره‌گر است. سكوت مى‌كنيم. رجاله‌ها و لكاته‌ها سكوت كنيد. صلح‌طلب‌هاى حقوق‌بگير سكوت كنيد. روشنفكرهاى خودفروخته سكوت كنيد. هنربندان واداده سكوت كنيد. همه‌ى شما همدست‌ها كه در اين ‫ابتذال‌ عمومى‬ شريك دزد و رفيق قافله‌ايد و براى يك مشت پول سكوت كرده‌ايد همچنان سكوت كنيد. بگذاريد كارگران و فرودستان و بى‌چيزان تكليف‌شان با اين كثافت عمومى، با اين بى‌شرافتى اجتماعى روشن شود. تفاوت بزرگى‌ست ميان شما بى‌همه‌چيزان و بى‌چيزان!